مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

204

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

وحضر بعض الحروب ، فلم يأذن له أبوه في النّزال . الأمين ، أعيان الشّيعة ، 7 / 429 يسترسل بعض الكتّاب عن موقفه قبل الطّفّ ، فيثبت له منازلة الأقران والضّرب والطّعن ، وبالغوا في ذلك حتّى حكى عن المنتخب أنّه يقول : كان كالجبل العظيم ، وقلبه

--> - أمير المؤمنين عليه السّلام به مبارزت بيرون آمد كه از أو هيبت وسطوت ظاهر بود وأصحاب معاوية از رفتن به مبارزت أو ترسيدند . پس معاوية گفت به مرد شجاعى از اصحابش كه أو را ابن شعثا مىگفتند كه : « تو بيرون رو به مبارزت اين جوان » . وأو گفت : « أهل شام مرا با ده هزار سوار برابر مىكردند وهفت پسر دارم . يكى را مىفرستم تا أو را به قتل رساند » . وآن هفت پسر را واحدا بعد واحد فرستاد وآن جوان نقابدار همه را به جهنم فرستاد . پس ابن شعثاء خود به مبارزت قدم جرأت برداشت آن جوان بر أو حمله نمود وآن مرد را نيز به هفت پسر أو در درك جحيم ملحق نمود وديگر كسى جرأت مبارزت أو ننمود . پس مولاي متقيان أو را ندا فرمود وبنزد خود طلبيد چون مراجعت فرمود ونقاب از صورت مبارك برداشت ، ديدند كه قمر بني هاشم أبو الفضل العباس است ، اروحنا فداه . وصحت اين خبر دور نيست . چه أمير المؤمنين ( صلوات اللّه عليه وعليه السّلام ) در سنه أربعين از هجرت شهيد شد وواقعهء كربلا در شصت ويك از هجرى بود وأبو الفضل به روايت خوارزمي در مناقب در صفين مرد تام وكاملى بود وبعضي عمر آن حضرت را در آن روز بيست وپنج سال گفته‌اند به نقل مولانا النوري نوّر اللّه مرقده در دار السّلام . در ناسخ نيز چنين گفته‌اند واگرچه شيخنا سى وپنج سال از آن بعض نقل فرموده ، وليكن مراد در واقعه طف است ، نه صفين ؛ والّا بايد التفات مىنمود به اين‌كه آن ممكن نيست وبعضي بيست وچهار گفته‌اند ودر واقعهء كربلا بايد سى وچهار يا سى وپنچ سأله باشند وآن چه مشهور است كه سى سأله بودند ، از اعتبار دور است ؛ چه تا فاطمهء زهرا ( سلام اللّه عليها ) در حيات بود ، أمير المؤمنين زن ديگر نگرفت وبقاى آن حضرت در دنيا بعد از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم سى سال بود تقريبا وبعد از فاطمه به قدر عمر آن مخدره بعد از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم كمتر از آن واما شجاعت أبو الفضل پس احدى را انكار آن ميسور نشده است ؛ بلكه دوست ودشمن أو را به شجاعت ستوده‌اند وكفايت مىكند آن‌چه واقع شد از شير بيشه شجاعت در ميدان مقاتله با كفره طغات ومانعين آب فرات از آنچه متمكن نشد از آن كسى به غير برادر رشيدش حضرت امام حسين از متفرق نمودن چهار هزار سوار وپياده ومالك شدن شريعه وبه روايت روضة الشهدا سه دفعه حمله آوردند وهر دفعه مثل شير در گله روباه افتاده ، ايشان را متفرق نموده وهشتاد نفر يا زيادة از آن أشرار را به دار البوار فرستاد تا مشك را پر از آب نمود - وبه روايت كامل التواريخ در أول روز عاشورا ديد كه أطراف خيمه از أنصار خالى شد ؛ چون نظر نمود ، ديد كه بيست نفر از ايشان در محاصرهء أصحاب عمر سعد گرفتار مىباشند . بر آن قوم دون همچون شير ژيان حمله افكند وآن بيست نفر را از حصار به كنار آورد وچه‌گونه چنين نباشد . القايني ، الكبريت الأحمر ، / 385 - 386